سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

خواب دیدن و رفتن به مهدکودک

1397/9/5 12:49
نویسنده : مامان غنچه
298 بازدید
اشتراک گذاری

اواخر مهر ماه بود. یه روز صبح که از خواب بیدار شدی اومدی گفتی که خواب دوستامو دیدم. خیلی خوشحال شدم. خودت خیلی خوشحال بودی و دوست داشتی که بری ببینیشون. من که قبلش کلی اصرارت کرده بودم که از مهر ماه بری مهد راضی نمی شدی، حالا که دیدم کلی ذوق داری سریع آمادت کردم و با هم رفتیم مهدکودک.

وقتی رفتیم مهد، وارد کلاس که شدی دوستات کلی جیغ زدن و اومدن بغلت کردن.محبت خاله ها هم کلی از دیدنت خوشحال شدن. خانم زهره بخش باهام دعوا کرد که چرا زودتر نیوردیش و من واسش توضیح دادم که خودت دوست نداشتی بیای و همش فکر میکنی من دوباره میخوام برم سرکار و نفر آخر میام دنبالت.

الان خداروشکر یک ماه از مهد رفتنت میگذره

روزبه روز بیشتر ذوق مهدتو داری. ذوق دوستات. ذوق خاله هات و ذوق تمام کارهایی که تو مهد انجام میدینمحبت

و من کلی خوشحالم که الان دیگه صبح ها حوصلت سر نمیره و هر روز با ذوق میری مهدکودک.

راستی روزهای یکشنبه و سه شنبه هم میریم بازیکده واسه کلاس زبان.

خداروشکر خیلی علاقه پیدا کردی به کلاست، به آموزش زبان و به دوستای جدیدت.

امیدوارم شاهد پیشرفت های بیشترت باشم.تشویق

پسندها (1)

نظرات (0)